دکتر رسول توکلی کیا

متخصص پوست و مو


دخالت غیر پزشک دردرمان

درمان سالک

تب خال

درمان جوش شدید

تزریق چربی

دستگاه آر اف فرکشنال

آیا با خرید چند کرم با مارک معروف پوستی زیبا پیدا می کنم؟ (قسمت اول)

بسم الله الرحمن الرحیم

آیا با خرید چند کرم با مارک معروف پوستی زیبا پیدا می کنم؟ (قسمت اول)
اول از هر چیز خالصانه ترین دعا ها و عاقبت بخیری را برای استاد گرانقدر جناب آقای دکتر مقدادی از خداوند متعال خواستارم که در آموزش خود ابعاد تربیتی و انصاف در حق مردم را هرگز فراموش نمی کرد و هم خودش به گفته هایش پایبند بود و هم اجازه نمی داد اخلاق پزشکی در محاق سایر مسائل کم رنگ شود بدین جهت این مقاله را که بنظرم نشان دهنده دیدگاه ایشان به طب بود خدمت عزیزان و همچنین خود ارائه می نمایم زیرا بیشتر از آنکه این مقاله مربوط به شخص یا صنفی باشد مر بوط به نگاهی منتقدانه به خود است

آیا بیماری فقط مخصوص فرد است و گروهی از مردم که به آن جامعه می گویند دچار بیماری نمی شوند ؟
آیا بیماری فقط سراغ عامۀ مردم می رود و پزشک از آن در امان است؟
آیا ممکن است در میان گروهی از پزشکان یک بیماری گسترش پیدا کند و به اصطلاح گروهی از جامعه پزشکی را بیمار کند؟

من پزشک هستم اما بیمار می شوم و جالب است که می توانم علائم بیماری خود را در درون سایر همکارانم هم ببینم و تشخیص دهم و و چون پزشک هستم لازم است هم خود را درمان کنم و هم به دیگران برای جلوگیری از همه گیری بیماری هشدار دهم
اما این بیماری چیست که هم پزشک و هم بیمار در پیدایش آن سهیم هستند و هم برخی از داروسازان بجای مرهم گذاشتن زخم آنرا بازتر میکند خلاصه این بیماری چیست که هیچ کس از آن در امان نیست و همه به نحوی در اشاعه آن دخیل هستند ؟

ابتدا از سابقه تاریخی این بیماری شروع می کنیم و از آنجا که قدیمی ترین دیدگاه منسجم درمانی را از آن سرزمین و نیاکان خود می دانم که دراین نیاکان با برخی تمدنها شریک هستیم (دچار توهم نشده ام مستند عرض کردم منظورم ایور ودا است که زادگاهش مربوط به این سرزمین است اما فعلا بنام دیگران رقم می خورد ) پس سراغ برزویه طبیب که او را مقدم اطبای فارس می نامند برویم ببینم آیا او که اولین پزشک این سرزمین است با این بیمار در خود یا دیگر پزشکان بر خورد داشته است یا نه متن ذیل را که حتما همه از کلیله و دمنه به خاطر دارند مرور می کنیم

چنین گوید برزویه طبیب، مقدم اطبای پارس، که پدر من از لشکریان بود و مادر من از خانه علمای دین زرتشت بود. و اول نعمتی که ایزد تعالی و تقدس، بر من تازه گردانید، دوستی پدر و مادر بود و شفقت ایشان بر حال من، چنان که از برادران و خواهران مستثنی شدم و به مزید تربیت و ترشیح مخصوص گشت. و چون سال عمر به هفت رسید، مرا بر خواندن علم و طب تحریص نمودند. و چندانکه اندک وقوفی افتاد و فضیلت آن بشناختم، به رغبت صادق و حرص غالب در تعلم آن کوشیدم، تا بدان صنعت شهرتی یافتم و در معرض معالجت بیماران آمدم. آنگاه نفس خویش را میان چهار کار که تکاپوی اهل دنیا از آن نتواند گذشت، مخیر گردانیدم: وفور مال و لذات حال، و ذکر سایر و ثواب باقی. و پوشیده نماند که علم طب نزدیک همهٔ خردمندان و در تمامی دینها ستوده است.

و در کتب آوردهاند که فاضلتر اطبا آن است که بر معالجت از جهت ذخیرت آخرت مواظبت نماید، که به ملازمت این سیرت نصیب دنیا هر چه کاملتر بیاید و رستگاری عقبی مدخر گردد، چنان که غرض کشاورز در پراکندن تخم، دانه باشد که قوت او باشد، اما کاه که علف ستوران است به تبع آن هم حاصل آید. از جمله بر این کار اقبال تمام کردم و هر کجا بیماری نشان یافتم که در وی امید صحت بود، معالجت او بر وجه حسبت بر دست گرفتم، (برای رضای خدا و بدون طمع و اجر) و چون یک چند بگذشت و طایفهای را از امثال خود در مال و جاه بر خویشتن سابق دیدم، نفس بدان مایل گشت، و تمنی مراتب این جهانی بر خاطر گذشتن گرفت، و نزدیک آمد که پای از جای بشود. با خود گفتم: «ای نفس! میان منافع و مضار خویش فرق نمیکنی، و خردمند چگونه آرزوی چیزی در دل جای دهد که رنج و تبعت آن بسیار باشد و انتفاع و استمتاع اندک؟ و اگر در عاقبت کار و هجرت سوی گور فکر شافی واجب داری، حرص و شَرَه این عالم فانی به سرآید. و قویتر سببی ترک دنیا را مشارکت این مشتی دون عاجز است که بدان مغرور گشتهاند.

از این اندیشه ناصواب درگذر و همت بر اکتساب ثواب مقصور گردان، که راه مخوف است و رفیقان ناموافق و رحلت «نزدیک و هنگام حرکت» (به سوی مرگ) نامعلوم... به صواب آن لایق تر که بر معالجت مواظبت نمایی و بدان التفات نکنی که مردمان قدر طبیب ندانند، لکن در آن نگر که اگر توفیق باشد و یک شخص را از چنگال مشقت خلاصی طلبیده آید، آمرزش بر اطلاق مستحکم شود؛ آنجا که جهانی از تمتع آب و نان و معاشرت جفت و فرزند محروم مانده باشند، و به علت های مزمن و دردهای مهلک مبتلا گشته، اگر در معالجت ایشان برای حِسبَت سعی پیوسته آید و صحت و خفت ایشان تحری افتد، اندازهٔ خیرات و مثوبات آن کی توان شناخت؟» چون بر این سیاقت در مخاصمت نفس مبالغت نمودم، به راه راست باز آمد و به رغبت صادق و حسبت بی ریا به علاج بیماران پرداختم و روزگار در آن مُستغرق گردانیدم تا به میان آن، درهای روزی بر من گشاده گشت.

همانطور که دیدید این بیماری به اندازه تاریخ طب قدمت دارد و اطبای بزرگ نیز در امان نیستند چه رسد به من که این بیماری از پایم در آورده است نام این بیماری مهلک را من همان شَرَه می گذارم که در متن فوق معادل حرص و زیاده خواهی استالبته جناب آقای ناظم الاطباء نیز آنرا می شناخته است برای همین هم در فر هنگ لغت خود به معنی آز و خواهش وحرص و طمع ترجمه کرده است

اما بیماری شره چیست و چه ارتباطی بین این بیماری و موضوع انتخاب شده یعنی آیا با خرید چند کرم با مارک معروف پوستی زیبا پیدا می کنم؟دارد

در قسمت دوم ارتباط این بیماری را با موضوع فوق بیان می کنم اما برای آنکه تا آن هنگام مختصر از گیجی و ابهام در آیید باید بگویم که هر بیماری از یک راهی منتشر می شود و ....... انشاء الله ادامه خواهد داشت


آدرس مطب : چهارباغ بالا،جنب مجتمع پارک، ساختمان گلستان، طبقه دوم،واحد5
تلفن : 36661811 - 031

نظرات کاربران درباره این مطلب :

برای متن پیام فقط از حروف فارسی استفاده کنید .
این فرم صرفا جهت دریافت نظرات ، پیشنهادات و انتقادات کاربران در مورد مطلب فوق میباشد .
به سوالات پزشکی در این بخش پاسخ داده نمیشود .
از ارسال پیام های تبلیغاتی در این بخش خودداری نمایید .
حداکثر طول مجاز برای متن پیام 500 کاراکتر است .
نام و فامیل :
تلفن :
ایمیل :
متن پیـام :
چرا گاهی درمان جوش یا غروآیا من مورد مناسبی برای تمطالب و مقالاتآدرس و خدماتسوالات پزشکیپیامهای کاربرانسایتهای دیگرسوالات رایج بیماران در ملیفتینگ با نخ قسمت اولپرسشهای رایج در مورد پیوتزریق چربی بهتر است یا تزلیپولیز لیزرنکاتی مهم در باره بوتاکسعوارض بوتاکسمراقبت های پس از پیوند موآیا جایگزینی جهت درمان بآیا با خرید چند کرم با ماآیا با خرید چند کرم با مااز حقوق شخصی خود در امر دراهکاری های ترمیم بهتر زچه ضد آفتابی برای پوست منچرا گاهی درمان جوش یا غرتفاوتهای بنیادین طب سنتی